ترجمه و توضيح سوره اخلاص

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوندى  كه رحمت عامش شامل همه و رحمت خاصش از آن مؤمنين است.

قُل هو الله احد (١)

بگو او خداوند يکتا و يگانه است (١) 

کلمه احد در مورد چيزي و کسي بکار مي رود که قابل کثرت و تعدد نباشد، پس با توجه به اين مطلب، ذات خداوند تقسيم پذير نيست، نه در خارج، نه در عقل، نه در وهم 

اللهُ الصَّمَدُ(٢)

خداوندي است که همه نيازمندان قصد او مي کنند (٢) 

صمد یعنی خداي تعالی، بزرگي است که تمامي موجودات عالم در تمامي حوائجشان به او نیازمندند و رفع حاجت خود را ازاو طلب می نمايند. درواقع وقتی او صمد است، يعنی ازهر نظر پر و کامل می باشد بگونه ای که نيازمند هيچ چيز نيست در نتيجه معلوم می‌شود که ساير مخلوقات در ذات و صفات و آثار خود محتاج به خدا بوده و رفع حاجت خود را از او طلب می‌کنند. امام حسين (عليه السلام) در نامه ای به اهل بصره، درباره معنی صمد نوشتند، خداوند خودش صمد را تفسیر فرموده است: لم يلد و لم يولد و لم يکن له کفواً أحد. آری خداوند صمد کسی است که از چيزی به وجود نيامده، و در چيزی وجود ندارد، و بر چيزی قرار نگرفته، آفريننده اشياء و خالق آنهاست، همه چيز را به قدرتش به وجود آورده، آنچه را برای فنا آفريده به اراده اش ازهم متلاشی می‌شود، و آنچه را برای بقاء خلق کرده به علمش باقی می ماند.

لم يلد و لم يُو لَد (٣)

نه می زاید و نه زاییده شده  است (٣) 

تولد در اين آيه معني وسيعتري دارد و هر گونه خروج اشياء مادي (مانند فرزند) و  لطيف (مانند نَفَس) را از او و يا خروج آن ذات مقدس از اشياء مادي و لطيف ديگر را نفي مي کند. درواقع آيه عقاید نصاری و يهود و مشرکان را ردّ می کند. خداوند نه فرزندی دارد و نه پدر و مادری و نه اينکه ملائکه دختران خدا هستند. پس زادن و زاده شدن را بهر معنایی که بگيريم از خدا نفی می شود.

و لم يکُن لهُ کُفُوًا أحد (۴)

و براي او هيچگاه شبيه و مانندي نيست (۴) 

مطابق با اين آيه: تمام عوارض مخلوقين (خواب، خیال، اندوه و ...) و صفات موجودات و هرگونه نقص و محدوديت، از ذات پاک او منتفي است بنابراين او نه تشبيهي در ذات دارد، نه مانندي در صفات و نه مثلي در افعال و از هر نظر بي نظير و بي مانند است.

***********************************************

پروردگارا! ما را با توحید زنده بدار و با توحید بمیران و با حقیقت توحید محشور بگردان.

آمین یا رب العالمین

ترجمه  و توضيح سوره فلق

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوندى  كه رحمت عامش شامل همه و رحمت خاصش از آن مؤمنين است.

قُل أعوذُ بربّ الفلق (١)

بگو پناه ميبرم به پروردگار سپيده دم (١)

فلق: در اصل به معنی شکافتن چيزی و جدا کردن بعضی از بعض ديگر است. و از آنجا که به هنگام دميدن سپيده صبح پرده سياه شب می شکافد، اين واژه به معنی طلوع صبح، بکار رفته. بعضی آنرا به معنی همه موالید و تمام موجودات زنده اعم از انسان و حيوان و گياه می دانند، چرا که تولد اين موجودات که با شکافتن دانه و تخم و مانند آن صورت می گيرد از عجيب ترين مراحل وجود آنها است، و در حقيقت هنگام تولد جهش عظیمی در آن موجود رخ می دهد و از جهانی به جهان ديگری گام می نهد. و بعضی نيز مفهوم فلق را از اين هم گسترده‌تر گرفته اند، و آنرا به هرگونه آفرينش و خلقت اطلاق کرده‌اند، چرا که با آفرينش هر موجود پرده عدم شکافته می‌شود و نور وجود آشکار می گردد. هريک از اين معانی سه گانه پديده ای است عجيب که دلیل بر عظمت پروردگار و خالق و مدبر آن است. 

مِن شرّ ما خَلق (٢)

از شر آنچه آفريده (٢) 

مفهومش اين نيست که آفرينش الهي در ذات خود شري دارد بلکه شر هنگامي پيدا مي شود که مخلوقات از قوانين آفرينش منحرف شوند و از مسير تعيين شده جدا گردند. و يا انسان با اين قوانین بی حساب برخورد کند. با اين ديد در هستی دوگانگی خير و شرّ وجود ندارد. چرا که آفرينش همان ايجاد است، و ايجاد و وجود خير محض است قرآن می گويد:الذی أحسن کل شیء خلقه همان خدایی که هرچه را آفريد نيکو آفريد (الم سجده/٧). وانگهی بسياری از امور است که ما در ظاهر آنها را شر حساب می کنیم ولی در باطن خير است مانند حوادث و بلاهایی بيدارگر و هشداردهنده که انسان را از خواب غفلت بيدار ساخته و متوجه خدا می کند اينها مسلماً شرّ نيست. 

و مِن شرّ غاسقٍ اذا وَقَب (٣)

و از شرشب تار هنگامیکه درآيد(٣)

آيه شرّ را به شب نسبت داده زيرا شب با تاريکيش موجودات شرور را در رسانيدن شرّ کمک می کند. گرچه در آيه ی قبل شرّ را بطور مطلق ذکر فرمود، يعنی از شر تاريکي هر کفر، جهل، هواي نفس، خشم و شهوت و ... که از نفس آدمي و در وجود اوست، پس باید به خداوند پناه برد هنگامي که به عقل و اراده انسان يورش مي آورند.

و مِن شرّ النفّاثاتِ في العُقَد (۴)

و از شر دمندگان در گره ها (۴) 

از شر جماعت وسوسه گری که با تبلیغات مستمر خود آهسته و پنهاني صاحبان عقيده و ايمان را سست نموده، تحت نفوذ و بهره گيري خود در می آورند.

و مِن شرّ حاسدٍ اذا حَسَد (۵)

و از شر هر حسودي هنگامي که حسد مي ورزد (۵)

آيه نشان می دهد که حسادت از بدترین و زشت ترين صفات رذيله است چراکه قرآن آنرا در رديف شرّ شيطان وسوسه گر و مهاجمین شروری که پنهانی عمل می کنند‌، آورده‌است و چرا از بدترین صفات نباشد در حاليکه شخص حسود معترض به حکمت خداست و اينکه چرا خدا بنده ای را مورد لطف و عنايت خويش قرار داده است.  اين اعتراض و کفر به خدا وقتی به نقشه ريزی و توطئه‌ ضميمه شود بزرگترين شرّها پديد می آيد که تنها راه چاره پناهنده شدن به پروردگار عالمیان است.

**************************************************

پروردگارا! از تو می خواهیم که خود ما را از حسد نسبت به دیگران حفظ فرما.

بار الها! ما را از شر وسوسه گران در راه حق محفوظ بدار.

آمین یا رب العالمین

ترجمه و توضيح سوره ناس

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوندی که رحمت عامش شامل همه و رحمت خاصش از آن مؤمنين است.

قُل أعوذُ بربّ الناس (١)

بگو پناه مي برم به پروردگار مردم (١) 

البته منظور از پناه بردن به خدا اين نيست که انسان تنها با زبان اين جمله را بگويد، بلکه بايد با فکر و عقيده و عمل نيز خود را در پناه خدا قرار دهد، از راههای شيطانی، برنامه‌های شيطانی، افکار و تبلیغات شيطانی، مجالس و محافل شيطانی، خود را کنار کشد، و در مسير افکار و تبلیغات رحمانی جای دهد، وگرنه انسانی که خود را در معرض طوفان آن وسوسه ها عملاً قرار داده، تنها با خواندن اين سوره و گفتن اين الفاظ به جایی نمی رسد. انسان با گفتن ‘’رب الناس‘’ اعتراف به ربوبيّت (خدایی) پروردگار مي کند و خود را تحت تربيت او قرار مي دهد.

مَلِکِ النَّاسِ(٢)إله الناس (٣)

به مالک و حاکم مردم(٢)به معبود مردم (٣) 

انسان با گفتن ‘’ملک الناس ‘’خود را مِلکِ او می داند و با بندگی سر به فرمانش می نهد و با گفتن ‘’اله الناس‘’ در طريق عبوديت (بندگی) او گام مي نهد و از عبادت غير او پرهيز مي کند. در حقيقت اين اوصاف سه گانه سه درس مهم تربيتی، سه برنامه‌ پيشگيری، و سه وسيله نجات از شرّ وسوسه گران است و انسان را در مقابل آنها بيمه می کند. 

مِن شرّ الوسواس الخنّاس (۴)

از شر وسوسه گر پنهانکار (۴) 

شيطان را از اين جهت خنّاس خوانده که پيوسته آدمي را وسوسه مي کند و به محض اينکه انسان به ياد خدا مي افتد پنهان مي شود و در کمين مي نشيند و باز همينکه انسان از ياد خدا غافل مي شود جلو مي آيد و به وسوسه مي پردازد.

الّذي يُوَسوسُ في صُدور الناس (۵)

که درون سينه هاي مردم وسوسه مي کند (۵) 

اين وسوسه گران شيطان صفت هم خودشان مخفی اند و هم برنامه‌هایشان پنهان است و اين هشداری است به همه ی رهروان راه حق که منتظر نباشند شيطان را در چهره و قيافه اصلی ببينند، يا برنامه‌هایشان را در شکل انحرافی مشاهده کنند، هرگز چنين نيست، آنهاوسواس خناسند، و کارشان حقه و نيرنگ و دروغ و رياکاری و ظاهرسازی و مخفی کردن حق است. اگر آنها در چهره اصلی ظاهر شوند، اگر آنها باطل را با حق نياميزند، و اگر آنها صریح و صاف سخن بگویند، به گفته علی (ع) مطلب بر پويندگان راه خدا مخفی نمی شود، آنها هميشه قسمتی از اين می گيرند، و قسمتی از آن، و به هم آميزند تا بر مردم مسلط شوند.

مِن الجنّة و الناس (٦)

چه از جن باشد چه از انسان (۶)

بعضي از مردم هستند که از شدت انحراف خود شيطاني شده و در زمره شيطانها قرار مي گيرند. آيه شريفه هشدار می دهد که وسواس خناس تنها در ميان يک گروه و يک جماعت، و در يک قشر و يک لباس نيستند، در ميان جن و انس پراکنده اند و در هر لباس و جماعتی يافت می شوند، دوستان ناباب، همنشينهای منحرف، پيشوايان گمراه و ظالم، نويسندگان و گويندگان فاسد، وسایل ارتباط جمعی وسوسه گر، همه اينها و غير اينها در مفهوم گسترده وسواس خناس هستند، بايد مراقب همه آنها بود و بايد از شرّ همه آنها به خدا پناه برد.

***********************************************

پروردگارا! دام سخت است و دشمن بیدار است و نقشه هایش مخفی و پنهان و جز با لطف تو نجات ممکن نیست.

آمین یا رب العالمین