بسم الله الرحمن الرحیم 

به نام خداوندی که رحمت عامش شامل همه و رحمت خاصش از آن مؤمنين است.

عَمَّ يَتَسَاءَلُون (١) 

آنها درباره چه چيزی از يکدیگر سؤال می‌کنند؟ (١) 

اين پرسش در ميان مشرکین مکّه بود، همان هايی که منکر نبوت و معاد بودند و اگر قرآن کريم خبر از آن را به صورت سؤالی آورده، برای اين است که به پوچی و حقارت آن اشاره کند و بفهماند پاسخ اين سؤال آن قدر روشن است که اصلا جایی برای سؤال کردن نيست. 

عَنِ النَّبَإِ العَظِيم (٢) 

از خبر بزرگ قيامت (٢) 

مراد از خبر عظیم، خبر زنده شدن مردگان و قيامت است، که قرآن عظیم در سوره های مکّی و به ويژه در سوره هایی که اوايل بعثت نازل شده کمال توجه را درباره اثبات آن دارد. 

الّذی هُم فيهِ مُختَلِفُون (٣) 

همان خبری که پيوسته در آن اختلاف دارند (٣) 

کفار وقتی شنيدند که قرآن سخن از قيامت و روز جزا به ميان آورده، برايشان گران آمده و شروع کردند از يکدیگر سؤال کردن که اين چه خبر عظیمی است که تا کنون به گوش ما نخورده است؟ البته مشرکین در اصل انکار معاد متفّق بودند؛امّا اختلافشان در طرز انکار آن بود، بعضی وقوع آن را محال می دانستند پس آن را انکار می کردند (سباء/٧۴) بعضی آن را محال نمی دانستند امّا چون بعيد می دانستند انکارش می کردند (مؤمنون /٣۶) بعضی نه آن را محال می دانستند و نه بعيد، بلکه انکار آنها به جهت شک در معاد بود (نمل/۶۶) و بعضی به آن يقين داشتند؛ امّا از روی لجاجت منکر آن می شدند (ملک/٢١٧). 

کَلّا سَيَعلَمُون (۴) ثُمَّ کَلّا سَيَعلَمُون (۵) 

چنين نيست که پنداشته اند به زودی خواهند دانست (۴) بازهم چنين نيست به زودی آگاه خواهند شد (۵) 

 اين جمله جلوی ايشان را از سؤال کردن درباره قيامت می گيرد، می فرمايد: بايد از اين پرس و جوها دست بردارند، زيرا حقيقت امر به زودی برای آنها کشف می‌شود و قيامت  واقع می‌شود، آن وقت آنچه را که امروز نمی دانند‌، خواهند دانست. بايد توجه داشت تکرار آيه درواقع هم برای تأييد مطلب آيه قبل، و هم تهديدی است برای منکران قيامت. 

أ لَم نَجعَلِ الأرضَ مِهادًا (۶) و الجِبالَ أوْتادًا (٧) و خَلَقْناکُم أزْواجًا (٨)

آيا ما زمین را مهد آسایش خلق نکرديم؟ (۶) و کوهها را ميخ هايی در آن نساختيم ؟ (٧) و شما را جفت آفريديم (٨) 

از آيه ۶ تا ١۶ حتمی بودن زنده شدن مردگان و جزای آنها، و تحقق اين خبر عظیم (قيامت ) را استدلال می کند و می فرمايد مگر ما نبوديم که زمین را برای شما قرارگاه و محل آرامش ساختيم تا بتوانید در آن قرار بگيريد و در آن تصرف کنید؟ و مگر کوهها را ميخ هاي زمین نساختیم تا زمین، سکون و آرامش يابد و از تکانها به دور باشد؟ و ما شما را جفت جفت از نر و ماده آفريديم تا سنت ازدواج در ميان شما جريان يابد و در نتيجه نوع بشر تا روزي که خدا خواسته باشد باقی بماند. 

و جَعَلنا نَومَکُم سُباتًا (٩) و جَعَلنا الّيلَ لِباسًا (١٠) و جَعَلنا النّهارَ مَعَاشًا (١١) 

و خواب را برای شما مايه راحتی و فراغت قرار داديم (٩) و شب را پوشاننده قرار داديم (١٠) و روز روشن را برای معاش مقرر داشتيم (١١) 

خواب شما را مايه آرامش و تجدید قوای روحی و جسمی و بازسازی اعضای فرسوده و رفع هرگونه خستگی و ناراحتی قرار داديم و شب را چون لباسی قرار داديم که با ظلمتش همه چيز را بپوشاند تا مردم دست از کار و حرکت بکشند و متمایل به سکونت و فراغت و برگشتن به خانه و خانواده بشوند. در واقع آيه عقيده دوگانه پرستان را که معتقد بودند روز و نور، نعمت و شب و ظلمت، شرّ است، را ردّ می کند و هر دو را نعمت بزرگ می داند و ما روز را وسيله معاش شما قرار داديم تا درآن برای کسب روزی تلاش کنید. 

و بَنَينا فَوقَکُم سَبعًا شِدادًا (١٢) و جَعَلنا سِراجًا وَهّاجًا (١٣) 

و بالای سر شما  هفت آسمان محکم بنا کرديم (١٢) و چراغی نورانی و حرارت بخش آفريديم (١٣) 

عدد هفت شاید اشاره به کثرت باشد، يعنی آسمانهای متعدد يا واقعاً به عدد هفت اشاره دارد، يعنی هفت آسمان و عالم بالای سرماست يا اشاره به طبقات هوای اطراف زمین می کند، که در عين رقيق بودن ظاهری، از چنان‌ استحکامی برخوردار است  که اين کره خاکی را از هجوم دايمی سنگهای آسمانی حفظ می کند. دانشمندان محاسبه کرده اند که استقامت قشر هوای اطراف زمین که بيش از يکصد کيلومتر ضخامت دارد به اندازه يک سقف پولادين به ضخامت ده متر است  و سپس به خورشید اشاره می کند که نور و حرارتش خميرمايه همه مواهب اين جهان است. 

و أنزَلنا مِنَ المُعصِراتِ ماءً ثَجّاجًا (١۴) لِنُخرِجَ بِهِ حَبًّا و نَباتًا (١۵) و جَنّاتٍ ألفافًا (١۶) 

و ما از ابرهای باران زا، آبی فراوان نازل کردیم (١۴) تا به وسلیه آن دانه ها و گياهان (١۵) و باغهای پر درخت را از زمین خارج کنيم (١۶) 

ذکر مواهبی مانند نور و ظلمت و حرارت و آب و خاک و باران و گياهان همه گويای اين مطلب است که بر جهان نظام‌ دقيقی حاکم است و در همه امورش تدبيری محکم و دقيقی جريان دارد و اين می رساند که ممکن نيست چنين نظامی فقط  به خاطر بازی و سرگرمی پديد آمده باشد و حکمت خدا ايجاب می کندکه اين نظام‌  هدفمند باشد و در اين ميان روزی باشد که انسان به جزای آنچه کرده برسد. 

إنَّ يَومَ الفَصلِ کانَ مِيقاتًا (١٧) 

همانا روز فصل، ميعادگاه همگان است (١٧) 

 از اين آيه به توصیف آن نبأ عظیم می پردازد و اگر آنرا يوم الفصل خوانده برای اين است که بفهماند در آن روز بين مردم جدایی صورت می گيرد و هر طايفه‌ای به آنچه عمل کرده و مستحق آن شده است می رسد و اين که محققا يوم الفصل در علم خدا معين شده بود و روزی که خدا آسمانها و زمین را می آفريد و نظام‌ جاری در آن را بر آن حاکم می کرد از همان روز برای نظام‌ مادی جهان مدتی معين کرده  که با سر رسيدن آن، مدت عمر عالم ماده هم تمام می شود، چون خودش عالم دنیا را آفريده بود می دانست که اگر آن را بخواهد بيافريند لازمه اش اين است که عالم  قيامت راهم بپا کند. 

يَومَ يُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأتُونَ أفْواجًا (١٨) 

روزی که در صور دميده می‌شود و شما فوج فوج وارد محشر می شويد (١٨) 

از آيات به خوبی استفاده می‌شود که دو نفخ صور واقع می شود؛ در نفخ اول نظام‌ جهان به هم ريخته و همه می میرند و در دومی جهان نوسازی می‌شود و مردگان به حيات خود باز می گردند و قيامت برپا می‌شود. در آيه ٩۵ سوره مريم می فرمايد: هر کس در آن روز تنهاست و در آيه ١٧ سوره اسراء می فرمايد: هر گروهی با پيشوايش وارد محشر می شود و اين آيه نيز بر فوج فوج وارد شدن دلالت دارد.  آيا اين آيات با يکديگر منافات دارند؟ در پاسخ می توان گفت، قيامت ايستگاه های  متعددی دارد که ممکن است درايستگاه اول،  مردم گروه گروه و همراه رهبرانشان وارد شوند؛ امّا به هنگام قرار گرفتن در پای محکمه عدل الهی فرد فرد باشند. 

و فُتِحَتِ السّماءُ فَکانَتْ أبوابًا (١٩)

و آسمان گشوده می‌شود و به صورت درهای متعددی درمی آيد (١٩) 

يعنی درهای عالم غيب به عالم شهود باز می‌شود و حجابها کنار می رود و عالم انسانی به عالم فرشتگان متصل می گردد. 

و سِيِّرَتِ الجِبالُ فَکانَتْ سَرَابًا (٢٠) 

و کوهها به حرکت درآورده می شوند‌ و سرانجام سرابی می گردند (٢٠) 

وقتی کوهها به حرکت درآمده و ازجا کنده شدند و به صورت شنهای متراکم شده و گرد و غبار درآمدند و ديگر چيزی بنام جبال باقی نماند، مانند آن است که کوهها سرابی خالی از حقيقت شده اند.  

إنَّ جهنَّمَ کانَتْ مِرصادًا (٢١) لِلطَّاغِينَ مَآبًا (٢٢) 

به يقين جهنَّم کمينگاهی بزرگ است (٢١) محل برگشت طاغيان است (٢٢) 

يعنی جهنم محل عبور همه مردم است و دراين گذرگاه، فرشتگان عذاب در کمينند تا دوزخيان را بربایند. آن جهنم محل برگشت طاغيان است که خروج از حد، کار هميشگی آنهاست، امّا چرا محل برگشت؟ چون طاغيان در دنیا جهنم را مأوای خود کرده بودند، پس صحيح است که بگوييم به جهنم برمی گردند.  

لابِثِينَ فيها أحقَابًا (٢٣) 

مدت‌های طولانی در آن می مانند (٢٣) 

طاغيان، که همان کفار لجوج  هستند، مدت‌های طولانی و ساليان دراز، بدون آنکه پايانی داشته باشد، در جهنم می مانند. 

لايَذُوقُونَ فيها بَردًا و لاشرابًا (٢۴) إلّا حَميمًا و غَسَاقًا (٢۵) جَزاءً وِفاقًا (٢۶) 

نه چيز خنکی می چشند و نه نوشيدنی گوارایی (٢۴) مگر آبی سوزان و چرک و خون (٢۵) مجازاتی موافق اعمال است (٢۶) 

يعنی نه حتی سايه ای که در آن استراحت کنند و از گرمای وحشتناک دوزخ درامان بمانند و نه نوشيدنی گوارایی که عطش شديد خود را تسکین دهند. اهل جهنم جز آبی سوزان و مايعی از چرک و خون، نوشيدنی دیگری ندارند، اين مجازاتی است موافق و مناسب اعمالی که در دنیا انجام دادند. آنها در دنیا با طغيانشان، روح و جان مردم مظلوم را آتش زدند و با انکار حقایق و معارف الهی زندگی خود را بر دسترنج ديگران بنا نهادند. 

إنَّهُم کانوا لايَرجُونَ حِسابًا (٢٧) 

به طور قطع آنها اميدی به حساب نداشتند (٢٧) 

يعنی بی اعتنایی به حساب و روز جزا منشاء طغیان و سرکشی آنها بود و طغیان هم عامل کيفرهای سخت شد. پس هرفردی حساب روز قيامت را به دست فراموشی بسپارد و از برنامه‌ ی زندگی خود حذف کند آلوده به گناهان و طغیان خواهد شد و سرانجام گرفتار عذاب های سخت و دردناک می‌شود. 

و کَذَّبُوا بِآياتِنا کَذّابًا (٢٨) 

و آنها آيات مارا سخت تکذیب کردند (٢٨) 

يعنی چون کفار اميد به حساب در يوم الفصل را نداشتند و از حيات آخرت مأيوس بودند، به همين جهت آياتی را که چنين روزی را اثبات می کرد تکذیب کردند و به دنبالش آيات توحید و نبوت را انکار کرده و به کلی از عبودیت خدا تجاوز نمودند و به اين ترتیب،  فقط شقاوت برای آنها ماند.  

و کُلّ شَيءٍ أحصَيناهُ کِتابًا (٢٩) 

و ما هر چيزی را شمارش و ثبت کرده ايم (٢٩) 

در واقع آيه مجدد هشدار می دهد که چون همه ی اعمال از کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان و... ثبت و ضبط می‌شود پس مجازات و کيفرهای شديد، عادلانه و مناسب اعمال است. 

فَذُوقُوا فَلَن نَزيدَکُم إلّا عَذابًا (٣٠) 

پس بچشید که چيزی جز عذاب برشما نمی افزاييم (٣٠) 

خدای تعالی ايشان را حاضر فرض کرد تا توبيخ و سرکوبيشان بدون واسطه انجام شود. پس می فرمايد: آنچه می چشيد عذابی است بعد از عذابی که قبلا چشيده بوديد، پس آن عذاب، عذابی است بعد از عذاب و عذابی روی عذاب و همچنان عذابها دوچندان می‌شود و عذابی به عذابتان افزوده می گردد، پس از اين که،  به آرزوی خود برسيد و روزی از عذاب نجات يابيد، و به راحتی برسيد، مأيوس باشيد. در حديثی از رسول (ص) آمده‌است: اين آيه شديدترين آيه ای است که در قرآن درباره ی دوزخيان آمده‌است. 

إنّ لَلمُتَّقِينَ مَفازًا (٣١) 

قطعًا برای پرهيزکاران رستگاری عظیم است (٣١) 

آيات بعدی به پاداش پرهيزکاران که نقطه ی مقابل طغیانگرانند، اشاره می کند. در اين آيه می فرمايد: برای متقين، خيرو نيکی توأم با سلامت و سعادت و پيروزی عظیم است. 

حَدائِقَ و أعنابًا (٣٢) و کَواعِبَ أترابًا (٣٣) و کَأسًا دِهاقًا (٣۴) 

باغهايی سرسبز و انواعی از انگورها (٣٢) و دختران زيبا و دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند يکديگر ند (٣٣) و جامهايی لبريز و پياپي برای متقين است (٣۴) 

لايَسمَعُونَ فيها لَغوًا و لاکَذّابًا (٣۵) جَزاءً مِن ربّکَ عَطاءً حِسابًا (٣۶) 

در آن سخن بيهوده و دروغ نمی شنوند (٣۵) مزدی به عطا و حساب پروردگار توست (٣۶) 

يعنی در بهشت نه سخن لغو و بيهوده می شنوند و نه يکديگر را در آنچه می گويند، تکذيب می‌کنند؛ يعنی هيچ دروغی نمی شنوند.  پس سخنان بهشتيان هرچه هست حق است و اثر مطلوب دارد. رفتاری که با متقين می‌شود هرچه باشد، جزایی حساب شده و عطيه اي است از ناحیه ی پروردگار. اگر جزای متقين به ‘’ربّ‘’ نسبت داده شده درحالی که جزای طغیانگران به ‘’ربّ‘’ اضافه نشده برای اين است که بفهماند خداوند منزه از رساندن شرّ است و هر شرّی که باشد به دست خود طاغيان درست می شود. 

رَبِّ السّماواتِ و الأرضِ و ما بَينَهُما الرّحمنِ لايَملِکُونَ مِنهُ خِطابًا (٣٧) 

همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار مهربان، هيچ کس اجازه ندارد بی اجازه او سخن بگويد (٣٧) 

در واقع کلمه ی‘’ربّ‘’ را که در آيه ی قبل بود تفسير می کند. ربوبيّت خدا عمومی است و هر موجودی را شامل می‌شود. پس اعتقاد مشرکان که برای هر طايفه‌ای از موجودات ربّی جداگانه قائل هستند، ردّ می‌شود. توصیف ربّ به ‘’صفت رحمان‘’ اشاره به وسعت رحمت خدا دارد و اين که رحمت خدا نشانه ی ربوبيّت اوست و ممکن نيست موجودی ازآن محروم باشد.  همان طورکه ممکن نيست موجودی از(ربوبيّت)تحت تربيت  خدا خارج باشد، مگر آنکه موجود خودش رحمت خدا را نپذيرد.  مانند: طاغيان که رحمت اورا قبول نکردند و از(عبوديّت)بندگی  او خارج شدند. در يوم الفصل هيچ موجودی (انس، جن، روح، ملائکه) حق اعتراض و چون و چرا و حق شفاعت ندارند؛ زيرا آن قدر حسابهای الهی، دقیق و عادلانه است که جایی برای چون و چرا نمی ماند. 

يَومَ يَقُومُ الرّوحُ و الملائکةُ صَفًّا لا يَتَکَلّمُونَ إلّا مَن أذِنَ لَهُ الرّحمنُ و قالَ صَوابًا (٣٨) 

روزي که آن فرشته ی بزرگ (روح القدس) با همه فرشتگان به صف زده و با نظم برمی خيزند،  هيچ کس سخن نگوید جز آن کس که خدای مهربانش اذن دهد و سخن به صواب بگويد (٣٨) 

پس همان طورکه روح و فرشتگان دراين جهان مجری فرمان خداو مدبّرات امر او هستند، در عالم آخرت فرمانبری آنها بيشتر آشکار می گردد. در آن روز خدا به هيچ کس اجازه حرف زدن نمی دهد، مگر کسی را که حقيقت گويد و سخنش آميخته به باطل يا خطا نيست. 

ذالک اليَومُ الحقُّ فَمَن شاءَ إتّخَذَ إلی ربّهِ مَآبًا (٣٩) 

چنين روزی محقق خواهد شد پس هرکس بخواهد می تواند به سوی پروردگارش برگردد (٣٩) 

يعنی  يوم الفصل حتما واقع  خواهد شد و مجازات طاغيان و پاداش متقین تخلّف ناپذير است.  پس حال که وضع به اين منوال است هرکس بخواهد می تواند به سوی پروردگار خود مرجعی بگيرد، که به وسلیه آن به ثواب متقين برسد و از عذاب طاغيان نجات يابد.  

إنّا أنذَرناکُم عذابًا قَريبًا يَومَ يَنظُرُّالمَرءُ ماقَدّمَت يداهُ و يَقُولُ الکافرُ يا ليتَنی کُنتُ تُرابًا (۴٠) 

ما شما را از عذابی نزدیک بيم می دهيم، روزی که هرکس هرچه کرده در پيش روی خود  حاضر ببيند و کافر در آنروز می گويد :ای کاش من خاک بودم (۴٠) 

چون مايه ی عذاب الهی، اعمال خود انسانهاست که هميشه با آنهاست، پس عذاب آخرت از هرچیزی به انسان نزديک تراست. کفار بعد از آنکه تمام اعمال خود را دربرابر خويش حاضر می بينند، آن چنان در حسرت و اندوه فرو می روند که می گويند ايکاش از مرحله‌ خاک فراتر نمی رفتیم و فاقد شعور بوديم و آنچه کرديم نمی کردیم و اي کاش بعد ازاين که مرديم و خاک شديم ديگر در قيامت زنده نمی شديم. 

*****************************************************************

پروردگارا!  مارا از اين عقاید انحرافی و پی آمدهای آن حفظ فرما.

بارالها!  آنروز که همه اعمالشان را با چشم خود می بينند ما را شرمنده و شرمسار مفرما.

آمين يا رب العالمین